مرتضى راوندى

321

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و ششم مىرسيد ، بناها جاى خود را به نجاران و چوب‌بست‌كاران مىسپردند ؛ چه در آن دوره ، طبقه‌هاى بالاى ساختمانها را از چوب درست مىكردند و سپس روى چوب را از چند پردهء رنگى كه با روغن بزرك درست كرده بودند ، مىآراستند . اين رنگ نه تنها در حفظ و نگهدارى چوبها مؤثر بود بلكه موجب زيبايى آنها نيز مىشد . خطر حريق نيز در دورهء قرون وسطى بسيار بود و چه بسا محله‌اى كه در اثر آتش‌سوزى با خاك يكسان مىشد ، و امكان جلوگيرى از آن نبود و گاه دامنهء حريق از خانه‌اى به خانهء ديگر و از كوچه‌اى به كوچهء ديگر سرايت مىكرد و با ادامهء اين وضع ، گاه شهرى يكسره ويران مىشد ؛ چنان كه دمشق در سال 1401 ميلادى كه به تصرف قواى تيمورى درآمد ، دستخوش حريق شد و سران سپاه تيمور موفق به جلوگيرى از گسترش دامنهء آن نگرديدند . چوبفروشهاى عمده ، انواع تير و تخته‌هاى رنده شده را با اندازه‌هاى مختلف مىفروختند . كسانى كه قصد تعمير ساختمان خود را داشتند ، ناچار به خريد تخته الوار مىشدند . عمده‌فروشها ، تعدادى درخت خريدارى مىكردند و آنها را يا به نجارها مىفروختند و يا بوسيلهء اره‌كشها ، به قطعاتى چند تقسيم مىكردند . براى قطع اشجار بزرگ ، سه تن اره‌كش مشغول كار مىشدند ، به اين ترتيب كه دو نفر دو سر اره را مىگرفتند و مشغول اره‌كشى مىشدند و نفر سوم به تيز كردن و روغنمالى اره مىپرداخت . » « 1 » اين بود تصويرى از خصوصيات شهرها ، خيابانها ، بازارها ، و وضع كسبه و پيشه‌وران در ممالك اسلامى . اكنون ، وضع شهرهاى ايران را پس از حملهء مغول ، مورد مطالعه قرار مىدهيم . شهرسازى مغولان مغولان ، پس از استقرار در ممالك مفتوحه و قبول فرهنگ و تمدن ايرانى ، غير از ساختن استحكامات و قلاع نظامى ، در ساختن بناهاى دينى و دنيوى كوششهايى بخرج داده‌اند . « اوكتاى فرمان داد كه بسيارى از شهرها را كه در زمان چنگيز خان طعمهء آتش شده بود ، چون بخارا ، هرات ، گنجه ، ترمذ و نيشابور ، دوباره بسازند . » در دوران فرمانروايى اباقا ، شهر بغداد نيز بهمت جوينى وزير ، دوباره ساخته شد . اين ايلخان به تعمير شهرهاى ديگر نيز كه از جنگهاى سالهاى 617 تا 620 هجرى قمرى ، هنوز ويران بود همت گمارد . اما هنگامى كه ابن بطوطه به بلخ و مرو رسيد ، اين شهرها مخروبه‌اى بيش نبود . ربع رشيدى به فرمان رشيد الدين ساخته شد ، ولى پس از قتل او ويران گرديد و شهر سلطانيه به فرمان الجايتو ساخته شد . » « 2 » ساختمان ربع رشيدى : ربع رشيدى در حقيقت دانشگاهى بود كه ما سرگذشت آن را از نامه‌اى كه خواجه رشيد الدين فضل اللّه به نام خواجه سعد الدين پسرش ، حاكم قنسترين ، نوشته است اقتباس مىكنيم . وى مىگويد : « چون از مايدهء نعم و خوان كرم باريتعالى و تقدس ، نوالهء شافى و بهرهء كافى به ما رسيده ، در دل ما چنان راسخ گشت كه پيش از آنكه دست روزگار بناى زندگانى . . . را از پاى درآورد . . . و نوبت نيابت و زمان وزارت به آخر رسد . . . بايد كه به

--> ( 1 ) . همان . ص 322 - 318 . ( 2 ) . برتولد اشپولر ، تاريخ مغول در ايران . ترجمهء محمود مير آفتاب ، ص 446 - 445 ( به اختصار ) .